آوای موسیقی: همکاری جواد زکی شمسآبادی با علی فرهنگی، صرفاً یک همراهی مقطعی برای یک کنسرت نیست؛ این همکاری بهتدریج به هویت تازهای برای گروه «زکی شمس» تبدیل شده است. مواجهه با ارکستر کامل، برای خوانندهای با سابقه طولانی در اجرا و تولید، آزمونی جدی است؛ آزمونی که در آن، صدا، نگاه و شخصیت هنری بیواسطه در معرض قضاوت قرار میگیرد.
آشنایی شما با علی فرهنگی چگونه شکل گرفت و چه عاملی این همکاری را جدی کرد؟
آشنایی من با علی فرهنگی از طریق استاد میثم میرزایی، نوازنده برجسته گیتار بیس، شکل گرفت. از همان نخستین گفتوگوها متوجه شدم با موزیسینی طرف هستم که نگاهش صرفاً اجرایی نیست، بلکه عمیقاً به ساختار، زیباییشناسی و هویت موسیقی پاپ فکر میکند. این درک، برای من تعیینکننده بود؛ چون در پروژهای مثل کنسرت ارکسترال، صرف مهارت فنی کافی نیست.
چه ویژگیای در نگاه موسیقایی علی فرهنگی شما را به همکاری ترغیب کرد؟
مهمترین ویژگی، درک بالای زیباییشناسی موسیقی پاپ بر پایه تجربههای متعدد و متنوع اوست. علی فرهنگی سالها در پروژههای مختلف حضور داشته و همین تجربه باعث شده بداند کجا باید قطعه را گسترش دهد و کجا باید آن را کنترل کند. این تعادل، چیزی است که با سلیقه شخصی من کاملاً همخوانی دارد.
نقش رهبر ارکستر را در شکلگیری هویت گروه «زکی شمس» چگونه میبینید؟
نقش علی فرهنگی در این پروژه کاملاً اساسی است. نظم مثالزدنی، احترام متقابل با تمام نوازندگان، جدیت در تمرینها و تنظیم دقیق و حرفهای قطعات، باعث شد گروه به یک هویت منسجم برسد. این فقط رهبری فنی نیست؛ نوعی مدیریت هنری است که به گروه شخصیت میدهد.
تعامل شما با رهبر ارکستر در طول تمرینها چگونه بوده است؟
تعامل ما کاملاً دوستانه، صریح و مبتنی بر اعتماد بوده. تصمیمها اغلب در قالب همفکری و اجماع شکل میگرفت. اینطور نبود که یک طرف صرفاً دستور بدهد و طرف دیگر اجرا کند؛ ما درباره هر جزئیات صحبت میکردیم و همین باعث شد نتیجه نهایی به نگاه مشترک برسد.
تنظیمهای کنسرتی چه تفاوتی با نسخههای قبلی قطعات دارند؟
تفاوت اصلی در نگرش و ذوق تنظیم است. علی فرهنگی قطعات را صرفاً بزرگتر نکرده، بلکه آنها را بازتعریف کرده است. نسخه کنسرتی، نه تزئینشده، بلکه اندیشیدهشده است. این تنظیمها با سلیقه شخصی من همخوانی دارد، اما در عین حال افق تازهای را باز میکند که پیشتر تجربه نکرده بودم.

کار با ارکستر کامل چه تفاوتی با اجراهای معمول دارد؟
در اجراهای معمول، گاهی با یک پیانو یا دو ساز، فضا جمع میشود و خواننده میتواند برخی ضعفها را پنهان کند. اما ارکستر کامل جایی است که دیگر امکان پنهانشدن وجود ندارد. حجم سونوریته صدا، دقت ریتمیک و هماهنگی هارمونیک، همهچیز را شفاف میکند. این شفافیت، هم ترسناک است و هم هیجانانگیز.
این شفافیت چه تأثیری بر اجرای آوازی شما گذاشته است؟
باعث شده اجرای من بسیار دقیقتر و از نظر تکنیک آوازی متفاوتر شود. وقتی با ارکستر کامل میخوانید، باید کاملاً آگاه باشید که کجا صدا را نگه دارید، کجا رها کنید و کجا کنترل کنید. این تجربه، سطح تمرکز و مسئولیتپذیری خواننده را چند برابر میکند.
تمرینهای این پروژه چه مدت طول کشید و چه ویژگیای داشت؟
حدود دو ماه تمرین فشرده داشتیم. با توجه به حرفهای بودن تمام عوامل، تمرینها بسیار منظم و هدفمند بود. هر جلسه با برنامه مشخص پیش میرفت و هیچچیز به شانس واگذار نمیشد.
از خروجی نهایی چقدر اطمینان دارید؟
به لطف خدا، صددرصد. وقتی میبینید همه عوامل با دقت، تعهد و عشق کار میکنند، طبیعی است که به نتیجه اعتماد داشته باشید. این اطمینان حاصل یک روند درست است، نه خوشبینی ساده.
همکاری با یک تیم حرفهای چه حسی برای شما دارد؟
لذتبخش و الهامدهنده است. کار با تیمی پرانرژی که هر عضو آن جایگاه خود را میشناسد، باعث میشود خودت هم بهترین نسخهات را ارائه بدهی. این فضا، هنرمند را رشد میدهد.
آیا این همکاری را ادامهدار میبینید؟
من شخصاً بسیار علاقهمند هستم و امیدوارم این اتفاق بیفتد. چنین همکاریهایی اگر ادامهدار باشند، میتوانند به یک جریان موسیقایی منسجم تبدیل شوند، نه صرفاً یک پروژه مقطعی.
این تجربه چه چیزی به شما اضافه کرده است؟
این تجربه به من یادآوری کرد که موسیقی، بیش از هر چیز، کار جمعی است. حتی اگر نام خواننده روی پوستر باشد، بدون نظم، همدلی و اعتماد متقابل، هیچ اجرای موفقی شکل نمیگیرد.
اگر بخواهید علی فرهنگی را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
رهبر ارکستری با ذوق، منظم و متعهد که موسیقی را جدی میگیرد و به انسانها احترام میگذارد.
نظرات